مؤلف مجهول
268
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
حق سبحانه و تعالى شكر مىكرد و به خود مىگفت : اى عبد الرحمن ! مىدانى كه همه المها كه مىكشى و اين همه جفاها كه مىبينى از چه رهگذر است ؟ حكمت درين آن مىبايد باشد كه گوشت و پوست كثيف « 1 » كه به غذاى « 2 » حرام پرورده بودى « 3 » به تربيت قوى حضرت بزرگوار خواجه قيام الدّين يكمرتبه به حال آمده بود بقيه او را خداى « 4 » تعالى به اين نوع امور مىخواهد كه بالكليه به اصلاح آيد « 5 » تا مستحق بيت الحرام گردد ، زيراكه اين نوع بدن در آنجا حرامست ، شكر بايد كرد . القصه ، بعد از هفت سال و دو ماه به طواف مكهء معظمه مشرف شد و طواف كرد . در اثناى طواف كه « 6 » پنج شوط زده بود ، اشارت شد و بشارت رسيد كه : اى عبد الرحمن خوش آمدى ! و مشقت بسيار كشيدى و رنج بىشمار ديدى . سى سال بايد تو را در مكه بودن ، زيراكه سى سال در بوالهوسى عمر به سر بردى اين سى سال كفارت آن سى سال است . و سى حج بايد به جاى آورد « 7 » ، و سيصد عمره . چون اين ندا بشنيد خوشحال شد و سى سال آنجا بود و فرمان به جاى آورد . بعده روى به مدينه كرد ( و ) طواف مدينهء حضرت نبوى صلى الله عليه و سلم « 8 » به جاى آورد و آنجا نيز اشارت شد كه بيست سال بايد بود . آن كرد كه حضرت فرمود . و درين بيست سال مطالعهء حديث كرد ، و دوازده هزار حديث ياد گرفت . بعده اشارت شد كه : اى عبد الرحمن ! اين بار به خراسان رو ، و درس حديث فرما و بقيهء عمر را در وى صرف كن . آن بود كه « 9 » به رخصت و اشارت « 10 » نبى صلى الله عليه و سلم جانب خراسان روان شد . يك ماه پيش خبر آمد « 11 » كه خواجه عبد الرحمن مىآيد . مردم خراسان استقبال كردند ، و به تعظيم تمامى به شهر درآوردند . و آن روز « 12 » روز دوشنبه بود . و سيصد كس با حضرت خواجه از درويش و غير درويش همراه بودند . خواجه به منزل خود فرود آمد . مردم شهر متعاقب ملازمت كردند . روز جمعه به نماز رفت . بعد از فراغ نماز به وعظ مشغول شد . و در وعظ خود از احوال قيامت و كيفيت آن و عذاب و دوزخ و نعيم بهشت به احاديث متعدده بيان كرد ، و از طريق درويش نيز عيان ساخت . ازين وعظ حضرت بزرگوار تأثيرى در دلهاى مسلمانان پيدا شد . گريه و غريو از خلق برآمد . همان روز هفده هزار كس مريد شدند و پنج هزار كس شاگرد . بعد ازين واقعه ، به طواف
--> ( 1 ) - متن تق ، جميع نسخ : كسيف ( 2 ) - متن تق ، جميع نسخ : به غزاى ( 3 ) - ت : - بودى ( 4 ) - ب : + تبارك ( 5 ) - ب ، ت : آرد ( 6 ) - ب : - كه ( 7 ) - ب ، ت : حج به جاى بايد آورد ( 8 ) - ب : + و على آله و صحبه ( 9 ) - ب ، ت : - آن بود كه ( 10 ) - ت : + حضرت ( 11 ) - ب : يك كس خبر آورد كه ( 12 ) - الف : - و آن روز